محمود که آمد، از لاک دفاعی آوردمان بیرون. صبح ها گردان را بر می داشت می برد تو خیابان های سقز راهپیمایی.

این شعار هم ورد زبانمان بود:

«کومله - دموکرات! در به درت می کنیم!»

شهید مجمود کاوهخاطرات شهید محمود کاوه
منبع: بسته های پیامکی نشریه امتداد


برچسب ها: سرداران سپاه ، سرداران شهید ، سردار شهید محمود کاوه ، حاج محمود کاوه ، شهدای مشهد ، شهدای خراسان رضوی ، خاطرات شهدا ، خاطرات دفاع مقدس ، خاطرات جنگ ، کردستان ، حزب دموکرات ، گروهک تروریستی کومله ، راهپیمایی ، شعر جماسی ، شعار ،

جمعه 29 بهمن 1389

شاگرد تنبل امام حسین!

   نوشته شده توسط: مدیر وبنوشت    نوع مطلب :داستانک ها و داستانهای کوتاه و طنز ،

یکی از بچه ها ظرف آب را برداشت و شروع کرد به سقایت:
 - هر که تشنه است بگوید: «یا حسین!»
من هم از همه جا بی خبر بلند گفتم:
- یا حسین!
گفت: بلند شود! بیا! این لیوان و این هم پارچ! امام حسین علیه السلام شاگرد تنبل نمی خواد!
همه می خندیدن.


برچسب ها: یا حسین ، ظرف آب ، سقایت ، خاطرات جبهه ، خاطرات طنز ، پشت سنگر ، خاطرات پشت خاکریز ، خاطرات دفاع مقدس ، لبخند ، جوک ، جک ، شاگرد تنبل ، حضرت امام حسین علیه السلام ، پارچ آب ، آب ،

سه شنبه 12 بهمن 1389

سی و سه سال فرهنگ پایداری امت بزرگ ایران مبارک باد

   نوشته شده توسط: مدیر وبنوشت    

امام خامنه ای
نه و سی و سه دقیقه  است و سی و سه سال از انقلابمان، از پایداریمان در برابر منویات غرب و شرق می گذرد و ما تا آخر ایستاده ایم.
ورود امام روح الله عزیز به کشورمان همچنان مبارک است.

به روز رسانی وبلاگها در لحظه ورود امام روح الله در ساعت 9 و 33 دقیقه صبح دوازده بهمن (+)


برچسب ها: امام خامنه ای ، دهه فجر ، امام روح الله خمینی ، سی و سه سال ، فرهنگ پایداری ،

جمعه 2 مهر 1389

شب اومد سنگر ما

   نوشته شده توسط: مدیر وبنوشت    نوع مطلب :داستانک ها و داستانهای کوتاه و طنز ،

شب اومد سنگر ما، نمیشناختمش.

گفتیم: پتو نیست.

گفت: اشکال نداره، همونجا یه برزنت کشید رو خودش خوابید.

صبح موقع نماز فرمانده گردان تعارفش کرد پیش نماز بایسته. همگی شرمنده شدیم.

شهید حسین خرازی بود!


برچسب ها: شهید حسین خرازی ،

سه شنبه 30 شهریور 1389

وما رمیت اذ رمیت

   نوشته شده توسط: مدیر وبنوشت    نوع مطلب :داستانک ها و داستانهای کوتاه و طنز ،

زیر نور لامپی که دورش پر از پشه بود درس می خوند.

گفتم: چطوری بین پشه ها درس می خونی؟

گفت: «وجعلنا من بین ایدیهم» خوندم.

گفتم: البته مثل اینکه پشه ها هم «وما رمیت اذ رمیت» خوندن که حسابی مشغول هستن!


برچسب ها: وما رمیت اذ رمیت ، وجعلنا من بین ایدیهم ، پشه ها ، داستان جنگی ،

تعداد کل صفحات: 14 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...