دوشنبه 6 تیر 1390
شانس آووردیم چیزی نخورده بود
سر سفره سرهنگ گفت:«دکتر! به میممنت ورود شما یه بره زده ایم زمین.»
شانس آوردیم چیزی نخورده بود و این همه عصبانی شد. اگر یک لقمه خورده بود که دیگر معلوم نبود چه کار کند!
خاطرات شهید دکتر چمران
منبع: بسته های پیامکی بیسیمچی نشریه امتداد
فراموش نکنید این چمران همان چمرانی است که آن مناجاتهای عاشقانه دارد...
اشتراک فید: http://sabzesorkh.ir/rss
(فید چیست و چگونه به کاربران عادی اینترنت کمک می کند؟+)
برچسب ها:
سردار سپاه اسلام شهید دکتر مصطفی چمران ،
شهید چمران ،
عصبانیت ،
بره ،
گوسفند ،
سرهنگ ،
خاطرات شهید چمران ،

